تبليغات X
او
5 مارس 2012 @ 9:53 ب.ظ

دو تا مطلب نوشتم ولی هر دو رو پاک کردم.

بعضی موقع ها بعضی ها آدم رو خسته میکنن.من هرروز باید با اینا سر و کله بزنم!

یعنی آدم دیگه نمیدونه چی بنویسه دیگه!خسته شدم از دست بعضی….!و از دست خودم که هر روز باهاش سر و کله میزنم!

 

 


نظرات
دسته‌بندی نشده
خامشی
21 فوریه 2012 @ 7:34 ب.ظ

آب زنید راه را،هین که نگار می رسد

مژده دهید باغ را،بوی بهار می رسد…

 


نظرات
دسته‌بندی نشده
السلطان
24 ژانویه 2012 @ 1:34 ب.ظ

یادش بخیر چندماه پیش همه با هم مشهد بودیم…کاشکی دوباره بطلبه همه باهم بریم.

سینه خواهم شرحه شرحه از فراق،تا بگویم شرح درد اشتیاق…

یا امام رضا!

دولت عشق بین که چون از سر فقر و افتخار،

گوشه ی تاج سلطنت می شکند گدای تو

 


2 نظر
دسته‌بندی نشده
دل
15 ژانویه 2012 @ 12:50 ب.ظ

مث اینکه هیشکی واسه ما نظر نمیده!آخی…!

یکی از بچه  ها گفته:

دریادلی درددلش دلسرد در دریا بگفت       

 بی قرار و بی زبان با رب رحمانش چه گفت

گفت یا رب بهر این دریادلی فخری مراست  

 از حسد شد خشک دریا و به ژرفایش بخفت

جواب آمد که:

دلی  کو   درد   دوریش   ندارد          فکرتی در وصل بر کویش ندارد

رها کن آن دل و این خرقه هیهات     کز او راهی دگر سویش ندارد

 


یک نظر
دسته‌بندی نشده

12 ژانویه 2012 @ 12:02 ب.ظ

چه جالب! یک دفعه بچه ها به نوشتن علاقه مند شدند انگار.روز وصل دوستداران یاد  باد…!

ماهم چون بالاخره می خواستیم یه چیزی بنویسیم گفتم یه شعر بذارم شما حدس بزنید شاعرش کیه:

بر این فرش دلم باشد ترنجی             رفیقی،همره هر درد و رنجی

غنیمت دانمش من تا توانم                که دیگر من نیابم همچو گنجی

از بی وفایی مهر گردون و فلک بوقلمون چه نالم که در این چند وقت گذشت و ما را با خود گذراند!الان باید بگویی که چه قدر همه چیز تغییر کرده.دوستان،دور و بری هامون و…

موضوع تو ذهنم نیست فعلا درباره ی همون شعره فک کنید!


نظرات
دسته‌بندی نشده
میقات
4 نوامبر 2011 @ 3:38 ب.ظ

و واعدنا موسی اربعین لیله و اتممناها بعشر فتم میقات ربه اربعین لیله و قال موسی لاخیه هارون اخلفنی فی قومی و اصلح و لاتتبع سبیل المفسدین…


2 نظر
دسته‌بندی نشده
الهی!
23 آگوست 2011 @ 9:12 ق.ظ

الهی! به خاطری خسته،دلی به تو بسته،دست از غیر تو شسته،

در انتظار رحمتت نشسته.

 میدهی کریمی،نمی دهی حکیمی،

 میخوانی شاکرم،میرانی صابرم.

 

الهی! احوالم چنانست که می دانی، و اعمالم چنین است که می بینی.

نه پای گریز دارم و نه زبان ستیز.

 

الهی! مشت خاکی را چه شاید؟و از او چه برآید؟

 و با او چه باید؟

 بچه ها یه چیزی پیش اومده شاید نتونم بیام مشهد،دعا کنید که امام رضا بطلبه،دیگه شب های آخر ماه رمضونه… التماس دعای فراوان.


2 نظر
دسته‌بندی نشده
“امام”علی(ع)
22 آگوست 2011 @ 2:16 ب.ظ

وَإِذِ ٱبْتَلَىٰ إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّى جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَاماً قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِى قَالَ لاَ يَنَالُ عَهْدِى ٱلظَّالِمِينَ(124 بقره)

(و هنگامی که خدا ابراهیم را با آزمایش ها(کلمات) آزمود،پس او از همه ی آن ها برآمد،(خدا)گفت من تو را برای مردم امام قرار دادم،(ابرهیم)گفت از ذریه من نیز(امام قرار ده)،(خدا)گفت عهد و پیمان من به ظالمان نمی رسد)

این آیه به مقام امامت حضرت ابراهیم اشاره دارد.و می گوید که “عهد من(امامت)به ظالمان نمی رسد”،طبق خود آیات قرآن ظلم بر سه دسته است:

ظلم برخدا،ظلم بر نفس،ظلم بر خلق:ظلم بر نفس به معنی گناه است بنابراین مقام امامت فقط به معصومین(که از گناه مبری هستند) داده می شود.و نکته دیگر این که امامت بالاتر از رسالت است چنان چه در حدیث می خوانیم(منبع حدیث:قصه های قرآن،آیت الله مکارم):

امام صادق:”خدا ابراهیم را بنده خاص خود قرار داد قبل ازآن که پیامبرش کند…..و او را را رسول خود ساخت قبل از آن که اورا به عنوان خلیل برگزیند و او را خلیل خود قرار داد پیش از آن که اورا امام قرار دهد…..”

حال اگر بدانیم که حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) هم به مقام امامت رسیده بوده(این مطلب به راحتی با توجه به این که پیامبر ما برترین پیامبران اولوالعزم بوده و بنابراین مقام حضرت ابراهیم را قطعا داراست) و این مطلب را کنار آیه ی مباهله قرار دهیم:

فَمَنْ حَآجَّكَ فِيهِ مِنْ  بَعْدِ مَا جَآءَكَ مِنَ ٱلْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَآءَكُمْ وَنِسَآءَنَا وَنِسَآءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَّعْنَةَ ٱللَّهِ عَلَى ٱلْكَاذِبِينَ(آل عمران 61)

(پس هر کس که بعد از آن که برای تو از علم آمد درباره ی آن با تو محاجه(و مجادله)کرد بگو بیایید ما پسرانمان و شما پسرانتان و ما زنانمان و شما زنانتان و ما خودمان و شما خودتان(کسانی که مثل جان ما و شما هستند) را فراخوانیم سپس به یک دیگر نفرین کنیم(مباهله کنیم)پس لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم)

مباهله به این معنی است که دو قوم یا دو گروه که باهم ستیزه داشتند می آمدند و افراد نزدیک به خود را دعوت می کردند و مباهله می کردند یعنی هرکس دروغ بگوید عذاب خدا بر او برسد.در این جا خدا دستور مباهله به پیامبر داده می گوید که بیاییدزنانمان و زنانتان و پسرانمان و پسرانتان و جانمان و جانتان را فراخوانیم سپس مباهله کنیم. 

دراین که در هنگام مباهله 5 تن بیش تر زیر عبای پیامبر نبوده اند شکی نیست:پیامبر،علی(ع)،فاطمه(س)،حسن(ع) و حسین(ع).پس لفظ “ابنائنا”به امام حسن و امام حسین باید تعلق بگیرد،”نسائنا” به حضرت زهرا(س) و “انفسنا” به حضرت علی و پیامبر(ص).

وقتی به کسی می گوییم نفس ما و جان ما یعنی او مانند ماست.در این جا نیز حضرت علی را نفس پیامبر خوانده اند.در واقع علی(ع) به مانند جان پیامبر است و با او اتحاد روحانی دارد و مقامش مانند اوست.پس امامت برای او نیز برقرار است.

اللهم العن قتله امیرالمومنین


یک نظر
دسته‌بندی نشده
دیشب
22 آگوست 2011 @ 1:43 ب.ظ

سلام بچه ها…دیشب شب بیست و یکم بود،رفتیم مصلی،زیاد ناشکری نمی کنم،ولی کاشکی رفته بودیم همون امام هادی…

نه به شور اونجا نه به سری و سردی این جا…!


2 نظر
دسته‌بندی نشده
این شب ها…!
19 آگوست 2011 @ 11:29 ق.ظ

بچه ها این شبا واسه همه زیاد دعا کنید.

بچه ها دعا کنید یه روز پشت امام زمان همه باهم تو صحن امام رضا نماز بخونیم!

به این میگن دعا….!

*شب قدر شب یه سال آدمه…اصلا واسه همین بهش میگن قدر دیگه،چون تقدیر نوشته میشه،بچه ها اگه سال دیگه قراره بمیریم،قراره مریض شیم،قراره خوب شیم ،قراره بریم مکه یا…اینا رو همه تو این شب می نویسن،شب پایین آمدن کل ملائکه از آسمان به زمین،و سلام آن ها….


3 نظر
دسته‌بندی نشده